وضعیت کردستان در آستانه انقلاب اسلامی:
همزمان با اوجگیری مبارزات انقلابی مردم ایران در سال1357، سه جریان سیاسی کردی در مناطق کردنشین ایران فعال بودند:
الفــ حزب دموکرات کردستان ایران، که پس از کنگره سوم و تعیین عبدالرحمن قاسملو بهعنوان رهبر حزب، تجدید سازمان یافته بود.
بــ حزب کومله، که مرکز آن در شهر سنندج بود. این حزب نخست با نام تشکل دانشجویان کرد، مطرح شد و از نظر گرایش سیاسی و ایدئولوژیک، مائوئیست بود. به اعتقاد آنها، نخست کردستان و سپس تمام ایران را میتوان با بهراهانداختن مبارزات دهقانی در روستاها از طریق یک سازمان پیشتاز، نجات داد! باید یادآور شد که در اوایل انقلاب، این حزب، نخست با نام سازمان انقلابی زحمتکشان ایران (کومله) فعالیت میکرد؛ اما از سال1360 به بعد، به حزب کمونیست ایران تغییر نام داد.
جــ جمعیت جوانان مسلمان کرد، که رهبری آن را احمد مفتیزاده عهدهدار بود. این گروه به دلیل گرایش های سیاسی ــ ایدئولوژیک با دو حرکت قبلی تفاوت داشت، اما در مساله خودمختاری کردستان با آنها همرای بود. غیر از احزاب و گروههای کردی که بهدنبال منافع حزبی و قومی بودند، جریان طرفداران انقلاب اسلامی نیز در منطقه کردستان وجود داشت.
با آغاز انقلاب اسلامی در ایران، مردم کردستان نیز مانند دیگر مناطق کشور به صف مبارزه علیه رژیم پهلوی پیوستند. البته کردستان نسبت به استان هایی مانند اصفهان، تبریز، قم و... دیرتر به جریان انقلاب پیوست و در خود کردستان نیز، سنندج دیرتر از مهاباد به صحنه مبارزه وارد شد. نخستین تظاهرات در هیجدهم خردادماه سال1357، در مهاباد در جریان تشییع جنازه عزیز یوسفی (از زندانیان سیاسی که در زندان درگذشته بود)، رخ داد که به دستگیری عدهای توسط ساواک منجر شد. در سنندج نیز، نخستین تظاهرات در روز پانزدهم مردادماه برای پشتیبانی از اعتصاب غذای بیستوچهار روزه زندانیان سیاسی به راه افتاد. بعد از این وقایع، موج راهپیمایی و تحصن سراسر منطقه را فرا گرفت و اهالی کردستان، مانند مردم سراسر کشور در مبارزه علیه رژیم شاه شرکت کردند و در روز بیستودوم بهمنماه، مردم مناطق کردنشین به مراکز نظامی ــ مانند شهربانی ها، ژاندارمری ها و... ــ هجوم آوردند و این مراکز را به تصرف خود درآوردند.
اوضاع سیاسی کردستان پس از پیروزی انقلاب:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل فروپاشی اقتدار دولت مرکزی، در کردستان نیز همانند برخی دیگر از نقاط کشور وضعیت پیچیدهای حاکم شد. نیروهای سیاسی مختلف در کردستان درصدد جمعآوری نیرو و تقویت خط سیاسی خود برآمدند. در آبانماه سال1357، عبدالرحمن قاسملو (دبیرکل این حزب) از مرز کردستان عراق، به کردستان ایران وارد شد و فعالیت مجدد حزب دموکرات را با شعار خودمختاری برای کردستان و دموکراسی برای ایران آغاز کرد. تمرکز حرکت های سیاسی ــ نظامی این حزب در شمال کردستان، بهویژه در شهر و منطقه مهاباد بود. در این دوره، حدود دویستوپنجاه نفر به این حزب پیوستند. حزب دموکرات بلافاصله در تدارک خلعسلاح پادگان مهاباد و تسلیح خود در تمام مناطق برآمد. درواقع حزب درصدد بود بیشترین اسلحه و نیرو را در کردستان فراهم آورد تا با تقویت موقعیت و تحمیل رهبری خود در تمام منطقه نظام نوپای جمهوری اسلامی را بر تحصیل امتیازات بیشتر و کسب قدرت سیاسی در کردستان تحت فشار گذارد. حزب در تعقیب این استراتژی، بلافاصله شعبههای خود را در بیشتر مناطق کردستان برپا کرد.
در این دوره، جریانهای طرفدار نظام ــ نظیر حزب جمهوری اسلامی ــ و درکل دیگر احزاب در کردستان ضعیف بودند و تنها در مریوان و سنندج پایگاه داشتند که آنها هم، بهرغم کوشش فراوان، در مقابل فعالیت گسترده جریان های مزبور (چپ ها و عوامل وابسته)، از قدرت بسیج کمتری برخوردار بودند.
در این زمان، در بیشتر مناطق کردنشین، بازار خریدوفروش اسلحه بشدت رونق گرفت. در چنین جو هرجومرجی، از نیروهای سیاسی گرفته تا بسیاری از مردم عادی، همه در فکر مسلحشدن بودند. بهطورکلی، در دوره پس از پیروزی انقلاب،که نظام هنوز در پی تدارک استقرار نهادهای انقلابی خود برای تحقق آمال مردم بود، در کردستان گروههایی مانند کمونیست ها، لیبرال ها، ملیگراها و سلطنتطلبان هریک درصدد تقویت قدرت خود و مقابله با استقرار نهادهای انقلابی جمهوری اسلامی در این منطقه بودند.
چهار روز پس از فرار شاه از کشور، حزب دموکرات اعلام کرد: «خواست های ملی خلق کرد در چهارچوب ایران آزاد حلشدنی است و تکلیف نوع حکومت کشور باید در همهپرسی آزاد و بهدور از هر نوع فشار روشن شود.»
فروهر، ابتدا با شیخ عزالدین حسینی ملاقات کرد و وی بلافاصله نمایندگان شورای شهرهای کردستان را برای مذاکره با نماینده دولت فراخواند. در بیستونهم بهمنماه، جلسهای با شرکت نمایندگان دو طرف تشکیل شد که از طرف کردها شیخعزالدین حسینی و شیخ جلال،تعدادی از روحانیون منطقه، عبدالرحمن قاسملو، غنی بلوریان و تعدادی از فعالان حزب دموکرات، نمایندگان سازمان چریک های فدایی خلق و افراد متفرقه دیگر حضور داشتند.در روز سیام بهمنماه، این نمایندگان طرح هشتمادهای خود را به فروهر تحویل دادند و او پاسخ به این طرح را در صلاحیت دولت موقت دانست.از جمله شرایط این طرح، منوطکردن جابجایی نیروهای ارتش در منطقه کردستان به هماهنگی با حزب دموکرات و نیز کاهش نیروهای نظامی در منطقه کردستان بود. درواقع، هدف احزاب کرد از مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی، رسمیتدادن به خودمختاری کردها بود. دراینزمینه، عبدالرحمن قاسملو به نمایندگان اعزامی از تهران گفت: «هماکنون ما در کردستان خودمختاری داریم و تنها باید دولت ایران به آن رسمیت بدهد وگرنه کردستان آتش میگیرد.»
در چنین اوضاعی، درهمانروز، حزب دموکرات طی برنامه از پیشتدارکشدهای، پادگان تیپ 3 مهاباد را خلع سلاح کرد. عدهای از کارکنان پادگان، که از افراد حزب بودند، علیه فرمانده پادگان دست به عمل شده و آنجا را تصرف کردند آنها سرگرد عباسی را که از افراد حزب دموکرات بود، بهعنوان فرمانده پادگان برگزیدند. این عمل حزب، نخستین مخالفت آشکار با جمهوری اسلامی بود. درواقع حزب، فرصتطلبانه از موقعیت ناآرام پس از پیروزی انقلاب سوء استفاده میکرد تا زمینه آمادهسازی اقدامات بعدی خود را فراهم کند.
بهطورکلی، حرکت های مسلحانه گروههای کرد پس از پیروزی انقلاب را میتوان به چهار مقطع زمانی تقسیم کرد: «مقطع نخست، وقایع سال1358 را شامل میشود که عمدهترین آنها سقوط پادگان و هنگ ژاندارمری مهاباد و پاسگاههای ژاندارمری، جنگ نقده، شکستن محاصره پاوه و سپس آزادسازی شهرهایی مانند بانه، سردشت، مریوان و... بود. مقطع دوم وقایع سالهای 1359 و 1360 را دربرمیگیرد که با تجاوز ارتش عراق و همزمانباآن تشدید اقدامات نیروهای حزب دموکرات و حزب کومله همراه بود. این احزاب کوشیدند تا جبهه کردستان را فعال نگهدارند و بدینترتیب، بخشی از نیروهایی را که باید برای مقابله با ارتش عراق به کار گرفته میشد، در این منطقه مشغول کنند. مقطع سوم وقایع سالهای 1362 تا 1364 را شامل میشود. طی این سالها، قرارگاه سیدالشهدا(ع)، متشکل از نیروهای سپاه و ارتش و ژاندارمری شکل گرفت و با استقرار در منطقه توانست امنیت را در شهرها، روستاها، جادههای اصلی و مرزهای کردستان ایران با عراق تامین کند و با پاکسازی پایگاههای نیروهای کرد آنها را از کردستان ایران به کردستان عراق براند.» مقطع چهارم از سال1364 تا پایان جنگ را دربرمیگیرد. پس از سال1364 و فعالشدن قرارگاه رمضان در کردستان عراق، بهویژه با تغییر استراتژی عملیاتی ایران در تغییر جبهه از جنوب به شمال، دامنه فعالیتهای نظامی حزب دموکرات کاهش یافت و گرایش به همکاری با جمهوری اسلامی ایران و حلوفصل اختلافات از طریق سیاسی رشد بیشتری یافت. البته، دراینمیان، همکاری نزدیک ایران با حزب دموکرات کردستان عراق و اتحادیه میهنی نیز در رویکرد جدید حزب دموکرات ایران موثر بود.
طی این دورهها، نیروهای حزب دموکرات از روشهای مختلفی برای مبارزه با نیروهای جمهوری اسلامی استفاده میکردند.
در مقطع نخست و در سالهای آغازین بحران کردستان، این نیروها کوشیدند با حمله به پایگاهها ــ بهعنوانمثال: محاصره پادگان جلدیان در سال1358 ــ این مراکز نظامی را از فعالیت ساقط کنند.
در مقطع دوم، پس از گسترشیافتن نیروهای نظامی ارتش و سپاه پاسداران، نیروهای کرد بیشتر روشهایی مانند کمین، مینگذاری جادهها ، ترور، ارعاب افراد بومی و غیربومی در کردستان (که با جمهوری اسلامی ارتباط داشتند) و حمله و مصادره و بهآتشکشیدن امکانات دولتی را بهکاربستند و پسازآنکه به داخل کردستان عراق رانده شدند، با عبور مخفیانه از مرز و انجام اقدامات ایذائی علیه نیروهای جمهوری اسلامی دوباره به عراق باز میگشتند.
تشریح برخی از تحولات و وقایع مهم کردستان میتواند عملکرد و نحوه رویارویی این حزب با دولت جمهوری اسلامی ایران را آشکارتر کند.
اوضاع سنندج در فروردینماه سال1358 :
پس از پیروزی انقلاب، دو کمیته در شهر سنندج تشکیل شد. مسئول یکی از این کمیتهها را صفدری (روحانی مبارز) عهدهدار بود که بیش از یکسال، سرپرستی حسینیه سنندج را برعهده داشت و در جریان انقلاب نقش موثری ایفا کرد. وی همزمان با سرپرستی کمیته مزبور، سرپرستی ستاد لشکر سنندج را نیز برعهده داشت.کمیته دیگری نیز در محل استانداری ایجاد شده بود که احمد مفتیزاده، رئیس جمعیت جوانان مسلمان کرد، مسئول آن بود. از همان آغاز، وی با اعلام مخالفت با صفدری، خود را تنها رهبر مذهبی ــ سیاسی کردستان دانست و در سفرهایی که به تهران داشت، مرتبا از مقامات درخواست میکرد صفدری از سنندج اخراج گردد و کمیته او اداره شهر را برعهده داشته باشد و معاونش (خسروی) نیز بهعنوان استاندار استان کردستان انتخاب شود.
در روز بیستوهفتم اسفندماه، افراد مفتیزاده عدهای از مردم را تحریک کردند تا برای گرفتن اسلحه و مهمات، به کمیته تحت حمایت صفدری حمله کنند. در نتیجه تیراندازی نیروهای دو طرف، یکنفر کشته و دو نفر زخمی شدند. پس از این واقعه، افراد تحریکشده به سوی پادگان ژاندارمری حمله و اسلحه و مهمات ژاندارمری را غارت کردند. پس از خلع سلاح ژاندارمری، عدهای به سمت پادگان ارتش رفتند، اما با مقاومت پادگان روبرو شدند. دراینبین، افراد مفتیزاده کمیته صفدری را محاصره کردند و چند نفر از افراد آن را به شهادت رساندند.از روز بیستوهشتم اسفندماه، تمامی گروههای کرد (حزب دموکرات، کومله و فداییان) نیروهایشان را از تمام مناطق کردستان جمعآوری نموده و به سمت سنندج حرکت کردند و بدینترتیب، شهر به حالت نظامی درآمد.
در نخستین روز فروردینماه سال1358، هیاتی از تهران برای ازبینبردن جو تشنج و پایاندادن به جنگ به سنندج وارد شد. این هیات (متشکل از آیتالله طالقانی، آیتالله بهشتی، هاشمیرفسنجانی، بنیصدر و صدر حاجسیدجوادی) با مفتیزاده، شیخ عزالدین، قاسملو، غنی بلوریان، و نمایندگان کومله و چریکهای فدایی به مذاکره پرداختند. در جریان مذاکرات شورای موقت با آیتالله طالقانی و هیات اعزامی از تهران، جو تشنج تاحدودی از بین رفت و قرار شد مراکز تصرفشده تخلیه شوند، برای تاسیس شورای شهر، انتخابات انجام گیرد و شورای موقت نیز منحل شود. بدینترتیب، ابراهیم یونسی نیز از طرف وزیر کشور بهعنوان استاندار انتخاب و غائله بهطورموقت پایان یافت، اما گروهها بهشدت از آن استفاده تبلیغاتی کردند و در شهرهای بانه و سقز، تظاهراتی با شعار «ارتش ضدخلقی نابود باید شود»، به راه افتاد.
+ نوشته شده در 15 / 6 / 1391برچسب:حزب دموکرات کردستان ایران,حزب کومله,تشکل دانشجویان کرد,مائوئیست,جمعیت جوانان مسلمان کرد,احمد مفتیزاده,داریوش فروهر,شیخ عزالدین حسینی,غنی بلوریان,طرح هشتمادهای,قرارگاه رمضان,,
ساعت توسط دابراو
| ثبت نظر
|